عكس باز ایران

بیوگرافی گاس ون سنت Gus Van Sant

نمایی از پرندگان پر سر وصدا روی سیم چراغ برق می بینیم نمایی که پر از شور زندگی است درست مثل بچه های یک مدرسه که در حال بازی و شیطنت اند و به یکباره، واقعه مدرسه کلمباین و تصاویر قتل، مرگ، خون ،ودوباره همان سیم چراغ برق که این بار در سکوتی مرگبار خالی از حضور پرندگان است اینها تصاویر فیلم فیل، به یاد ماندنی ترین فیلم گاس ون سنت، کارگردان مستقل آمریکایی است.گاس ون سنت که با این فیلم در سال 2003 نخل طلای کن را نصیب خود ساخت، امسال با فیلم پارک پارانویایی به کن آمد . پارک پارانویایی هم، دارای همان مولفه های پیشین فیلم های اوست. همان زندگی آرام و نوجوان هایی که یکباره با اتفاق وحشتناکی روبرو می شوند و باید با آن کنار بیایند . این فیلم برداشتی از کتاب بلیک نلسون است و ماجرای پسر ۱۶ساله اسکیت بازی را روایت می کند که ناخواسته سبب مرگ ماموری امنیتی می شود و مرگ دلخراش این مامور و زیر قطار رفتن او رازی است که باید پیش خود نگه دارد . گاس ون سنت با این فیلم توانست برنده جایزه ویژه دوره شصتم کن باشد.

بیوگرافی گاس ون سنت Gus Van Sant



ون سنت ، متولد 24 جولای سال 1952 در ایلت کنتاکی آمریکا است او تحصیلات خود را در کالج مشهور رود ایسلند به پایان رساند و پیش از کارگردانی در زمینه های مختلفی مثل نویسندگی، آهنگ سازی وعکاسی فعالیت داشت
اولین کتاب او با نام صورتی در سال 1997 به چاپ رسید ودر موسیقی هم مجموعه کارهایی مثل 18 آهنگ برای گلف منتشر ساخت .او وعلاوه بر اینها، آثاری هم در زمینه عکاسی داردکه مجموعه از آنها به صورت کتابی به نام 108 پرتره در سال 1992 منتشر شده است .

بیوگرافی گاس ون سنت Gus Van Sant



شروع شهرت گاس ون سنت در فیلمسازی به سالهای 1980 و1990 بر می گردد ودر این سالهاست که او با ساخت فیلمهایی مثل" کابوی دراگ استور" و" آیداهوی خصوصی من" خود را به عنوان فیلمسازی غیر هالیودی و مستقل معرفی ( تثبیت) کرد . آیداهوی خصوصی من،که برداشتی آزاد از نمایشنامه شکسپیر با بازی کیانوریوز و ریور فونیکس است ،بسیار مورد توجه منتقدین قرار گرفت و فیلم شاخصی در کارنامه ون سنت به حساب می آید. .پس از آن ون سنت فیلم" مردن برای... " را با بازی نیکول کیدمن ساخت وبازی در این فیلم باعث شهرت و محبوبیت زیادی برای کید من شد، اما منتقدین آن را فیلمی کاملا هالیوودی نامیدند و فیلم نتوانست توجه منتقدین اروپایی را به خود جلب کند .در سال 1997 ون سنت فیلمی ساخت که نگاههای بسیاری را متوجه او کرد و باعث شهرت و موفقیت بسیاری برای او شد ." ویل هانتینگ خوب " فیلمی پر فروش و خوش ساخت بود که علاوه بر اینکه مورد توجه منتقدین قرارگرفت ، تحسین تماشاگران را هم بر انگیخت . ویل هانتینگ خوب در کارنامه ون سنت نقطه عطفی محسوب می شود و تنها فیلم اوست که توانست نامزد جایزه اسکار شود. علاوه برآن فیلمنامه فیلم که فیلمنامه ای غیر اقتباسی و نوشته ی مشترک مت دیمون و بن افلک بود جایزه اسکار بهترین فیلمنامه را نصیب خود ساخت .این دو که بازیگران اصلی فیلم بودند حضورشان در این فیلم مقدمه ای شد تا بعدها تبدیل به ستارگان نامدار هالیوود شوند.ویل هانتینگ علی رغم ساختار نسبتا هالیوودی اش سبب شهرت و موفقیت یکسانی برای ون سنت نزد مخاطبین و منتقدین شد اما این شهرت و افتخار به یکباره با ساخت فیلمهایی مثل" روانی" ( 1998 )" یافتن فورستر"(2000) سیری نزولی در پیش گرفت و این دو فیلم هر دو با شکست روبرو شد ساختفیلم روانی که باز آفرینی نما به نمای فیلم روانی اثر هیچکاک کارگردان نابغه کلاسیک بود سودی برای ون سنت نداشت و هر چند ادای دینی به هیچکاک بود ولی مورد توجه منتقدین قرار نگرفت پس از آن فیلم یافتن فورستر هم علی رغم حضور شون کانری نه توجه منتقدان را برانگیخت نه توانست به فروش خوبی دست پیدا کند .

بیوگرافی گاس ون سنت Gus Van Sant



اما پس از این شکست آشکار، ون سنت، فیلم" فیل" را ساخت که نقطه درخشانی در کارنامه فیلمسازی او محسوب می شود فیلم فیل بر پایه واقعیتی مستند است و در باره واقعه قتل عام دانش آموزان در مدرسه کلمباین است ، ماجرایی که پیش از ون سنت ، مایکل مور فیلمساز جنجالی آمریکایی به شکلی مستند در فیلم " بولینگ برای کلمباین" به آن پرداخته بود اما نگاه این دو فیلمساز به این موضوع و نحوه فیلمسازیشان کاملا متفاوت است . مایکل مور در بولینگ برای کلمباین ماجرای قتل عام دانش آموزان را صرفا به شکل گزارشی مستند روایت می کند در حالیکه فیلم فیل تماشاگر را به عمق فاجعه می برد و با حال و هوایی دراماتیک به شخصیت ها نزدیک شده و اتفاق را روایت می کتد در فیلم فیل ما یک روز معمولی مثل همه روزها را در مدرسه میبینیم همه چیز عادی است و زندگی به آرامی جریان دارد ولی یکباره این آرامش روزمره شکسته می شود و قتل و کشتار اتفاق می افتد و همین تضاد واقعه را تاثیر گذار تر می کند . این فیلم با استقبال زیادی از سویمنتقدین روبرو شد و توانست نخل طلای کن را نصیب خود سازد .
پس از این صعود ناگهانی ون سنت با ساخت فیلم " روزهای آخر"( 2006) دوباره سیری نزولی در پیش گرفت او که خود علاقه ای خاص به موسیقی داشت و آلبوم هایی هم در زمینه موسیقیپاپ منتشر کرده بود ،این بار روزهای آخر زندگی" کرت کوبین " را دستماییه ساخت این فیلم کرد . کرت کوبین خواننده محبوب گروه نیرووانا بود که در اوج شهرت و افتخار به دلیل ناامیدی به زندگی خود پایان داد . آنچه ون سنت از کرت کوبین در این فیلم تصویر کرد نه به مذاق طرفداران بیشمار کرت خوشایند بود، نه منتقدین و حتی بازیگر این فیلم چه از نظر ظاهری و چه بازی نتوانست خاطره این خواننده محبوب را زنده کند و فیلم از هر نظر با شکست مواجه شد .
البته به نظر می رسد شکست فیلم روزهای آخر امسال با فیلم آخر او" پارک پارانویایی" جبران شده است و او یک بار دیگر ثابت کرده است که کارگردانی مستقل ،غیر هالیوودی و خلاق است .
ون سنت که فیلمساز محبوب خود را استنلی کوبریک می داند، درباره فیلمسازی چنین می گوید: فیلم ساختن بسیار به نجوم وستاره شناسی نزدیک است و اینکه فیلم را سه شنبه شروع کنی یا چهار شنبه بسیار فرق می کند و این تفاوت، نه فقط به لحاظ بخت و اقبال ، بلکه به این خاطر است که باید شروع فیلمسازی با تناسب و هماهمنگی کامل همراه باشد و الا همه چیز از دست رفته و خراب می شود .ودوباره همان سیم چراغ برق که این بار در سکوتی مرگبار خالی از حضور پرندگان است .

:::::::::: بنر دوستان ::::::::::

بیوگرافی


(Rank+3)پیوندها


پربازدیدترین مطالب


نویسندگان


آرشیو


نظرسنجی

    نظرتون درباره عکس باز چیه ؟





Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net
شماره تماس:09352617170
وضعیت یاهو

آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :